الشيخ أبو الفتوح الرازي
50
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و از ( 1 ) عجايب او آن بود كه در زاويهاى از زواياى ( 2 ) مسجد عصاى آبنوس نهاده بود كه چون يكى از اولاد پيغامبران دست در او ماليدى هيچ رنج نبودى او را و اگر كسى بودى كه دعوت كردى كه از ايشان است و نبودى ، دست در او زدى ، دستش بسوختى . اين و مانند اين كه خارق عادت باشد از فعل خداى بود بر سبيل معجز سليمان - عليه السّلام . گفتند : بيت المقدّس با اين مسجد هم بر اين هيأت بود تا روزگار بخت نصر كه او بيامد و بيت المقدّس خراب كرد و مسجد بشكافت و جواهر ( 3 ) كه در او بود برگرفت و با عراق برد كه دار الملك او بود . سعيد بن المسيّب گفت : چون مسجد تمام كرد بفرمود تا درهاى مسجد ببستند ، بسته شد ، چون خواستند تا بگشايند نتوانستند تا سليمان را وحى آمد كه بر خداى سوگند ده به نماز پدرت داود تا درها گشاده شود . هم چنان كرد و درها گشاده شد و سليمان - عليه السّلام - هزار ده مرد را از عبّاد بنى اسرايل نصب كرد تا در بيت المقدّس عبادت مىكردند . پنج هزار به روز و پنج هزار به شب . فذلك قوله : * ( يَعْمَلُونَ لَه ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَتَماثِيلَ وَجِفانٍ كَالْجَوابِ ) * ، گفتند : « محاريب » ، مسجد بيت المقدّس است ، و تماثيل ، فريشتگان و صالحان تا ايشان به مشاهدت آن به صلاح ( 4 ) نزديكتر باشند . و « جفان » ، جمع جفنه ، و جفنه كاسهء بزرگ باشد ، كالجواب ، چون حوضهاى آب كه [ 20 - ر ] يجبى فيها الماء ، اى ، يجمع ( 5 ) . [ قال الاعشى ، شعر : تروح على آل المحلَّق جفنة كجابية الشّيخ العراقىّ ( 6 ) تفهق و قال آخر ، شعر : فصبّحت جابية صهارجا كأنّه جلد السّماء خارجا ] ( 7 )
--> ( 1 ) - آج ، لب : و ديگر از . ( 2 ) - كذا در اساس و آب ، ازوايا / از زوايا ، با ادغام دو حرف همجنس . ( 3 ) - دا ، آج ، لب : جواهرى . ( 4 ) - دا : تا ايشان را آن به صلاح . ( 5 ) - دا : يحبى فيها الماء ، اى ، يجمع . ( 6 ) - آج ، لب : لجاسية العرافتى . ( 7 ) - اساس و آب افتادگى دارد ، از دا افزوده شد .